بنام خداوند بخشنده مهربان - سوگند به اسبان دونده ای که نفسشان به شماره می افتد و سوگند به اسب هايي که در صحنه ی کارزار بر اثر برخورد سم هايشان با سنگ ها ،آتش می افروزند . سپس سپيده دمان بر دشمنان حمله آورده و آن ها را در ميان گرد و غباری که بر اثر سم هايشان برانگيخته اند ،به محاصره می گيرند . (عاديات 1-5)

 

روانشناسی اسب و سوار کار

فهرست مطالب

عنوان

 

 

فصل سوم

روان شناسی اسب وسوارکار

اهداف رفتاری

3.1. روان شناسی اسب وسوارکار

3-1-1. چه عواملی به موفقیت یک سوارکارکمک می کنند؟

3-1-1-1. عوامل درونی

3-1-1-2. عوامل بیرونی

3-1-2. شخصیت سوارکار

3-1-2-1. انگیزه

3-1-2-2. مهارتهای فکری

3-1-2-3. تعیین هدف

3-1-2-3-1. ویژگیهای اهداف خوب

3-1-2-4. ایجاداعتماد به نفس

3-1-2-5. کنترل هیجان

3-1-2-6. تمرکز

3-1-2-7. اعتقاد به اصل « خواستن، توانستن است»

3-1-2-8. مثبت اندیشی

3-1-2-9. غلبه برترس

3-1-2-10. نقش مربی

3-1-2-10-1. مهارت برقرار ی ارتباط

3-1-2-10-2. ایجاد انگیزه

3-1-2-10-3. مدیریت ورهبری

3-1-3. اسبها چگونه یاد می گیرند؟

3-1-3-1. تشویق

3-1-3-2. تنبیه

 

 

 

 

 

 

 

 

فصل سوم

روان شناسی اسب و سوار کار

اهداف رفتاری

فراگیر در پایان این فصل، باید بتواند:

1.با عوامل موفقیت اسب و سوار آشنا شود .

2.عوامل موثر بر عملکرد را بشناسد .

3.تعیین هدف کند .

4.مهارت های برقراری ارتباط را یاد بگیرد.

3.1. روانشناسی اسب و سوارکار

هدف از این بخش، این است که به مربیان کمک کنند تا کارآموزشان را در جهت افزایش مهارت های فکری (روحی) در کنار مهارت های فیزیکی یاری کنند. همچنین، هدف این است که مربیان را از عواملی که یادگیری را تحت تاثیر قرار می دهد، آگاه کنند، و نیز به چگونگی کنترل این عوامل توسط مهارت های فکری، بپردازند. در واقع، این فصل، آموزش های روان شناسی را شامل می شود .

3-1-1. چه عواملی به موفقیت یک سوارکار کمک می کنند؟

تجربه می گوید، یک پیش زمینه ی مناسب، اسب خوب و حمایت های مالی فراوان، از یک فرد، یک سوارکار موفق می سازد. در حالی که تمام عوامل گفته شده دقیق هستند، قطعا عوامل دیگری نیز وجود دارند که باید به آن ها اضافه شود. غالب ورزشکاران می دانند که پیشرفت های فیزیکی و جسمی، تنها راه موفق شدن در امور ورزشی نیستند. 

سوارکار باید بداند که داشتن قالب فکری و روانشناسی مناسب، از درجه اهمیت بسیار زیادی برخوردار است، و این اهمیت اگر بیشتر از اهمیت پیشرفت های فیزیکی نباشد، در یک راستا قرار دارد. در همین ارتباط می توان به موارد زیر اشاره کرد:

1.علاقه ی شخصی بسیار زیاد، جهت برنده شده و موفق بودن : افرادی که روحیه ی رقابت در سطوح بالا دارند، باید اهدافی بزرگ و در راستای ایجاد انگیزه داشته باشند، تا بتوانند به سطح تلاش مورد نظر برسند .

2.« به کجا می خواهد برسد؟» : این سوال، در نهایت به تفکر سوارکار مرتبط است که به چه سطحی از موفقیت می خواهد برسد یا رسیده است. سوارکارانی که اهدافی بزرگ برادری خود تعریف نکرده اند ولی بیشتر تلاش می کنند، موفق تر از سوارکارانی خواهد شدکه اهدافی بزرگ تعریف کرده اند ولی کمتر تلاش می کنند. در واقع، میزان تلاش، مرز بین موفقیت و شکست است .

3.داشتن مسیرفکری مناسب و صحیح : ظرفیت فکری همان قدر که در سوارکار مهم است، در اسب نیز مهم است. یک سوارکار باید اعتماد به نفس داشته و مثبت اندیش باشد. منفی بافی (نیمه ی خالی لیوان نیمه پر را دیدن) همیشه در عملکرد فرد، تاثیر منفی دارد. این عوامل، شامل موارد زیر هستند:

الف) ترس از آسیب دیدن 

ب) نداشتن آمادگی جسمانی مناسب

پ) نداشتن اعتماد به اسب 

عوامل موثر بر عملکرد را می توان به عوامل درونی و بیرونی تقسیم کرد، که در ادامه به آن ها می پردازیم :

3-1-1-1. عوامل درونی

این عوامل، شامل عواملی هستند که سوارکار قادر به کنترل آن هاست، و عبارت اند از شخصیت سوارکار، انگیزه ی سوارکار، علاقه، و مبارزه برای رسیدن به هدف 

3-1-1-2. عوامل بیرونی

شامل عواملی هستند که سوارکار روی آنها کنترل چندانی ندارند، و عبارتند از : خانواده، هم تیمی ها، حریف، همکلاسی، و مربی .

تمام عوامل فوق، عواملی هستند که سوارکار را تحت فشار قرار می دهند. بخشی از وظیفه ی مربی این است که این عوامل را تحت کنترل قرار می دهد. برای این منظور، کمی استرس لازم است؛ چرا که داشتن استرس، سوارکار را به تلاش وا می دارد و در او انگیزه ایجاد می کند. اما توجه داشته باشید، اگر استرس و تنش افزایش پیدا کند، و سوارکار روی آن کنترل نداشته باشد (از کنترل سوارکار خارج شود)، در عملکرد وی در رسیدن به موقعیت، تاثیر منفی می گذارد. مربی باید توجه داشته باشد که فشار زیادی روی سوارکار وارد نکند، و به عبارت دیگر، سوارکار تحت فشار بیش از حد و خارج از کنترل قرار نگیرد.

پس از آشنایی با عوامل موثر بر عملکرد سوارکار، در ادامه به توضیح مختصری پیرامون عوامل بیرونی و درونی می پردازیم.

3-1-2. شخصیت سوارکار

مربی باید سوارکار خود را بشناسد و از عواملی که وی را ناراحت می کند، آگاهی داشته باشد(و یا به آنها آگاهی پیدا کند). در واقع، این آشنایی (آشنایی با نکات منفی سوارکار و یا عواملی که وی را آزار می دهد)، به مربی کمک می کند که چه موقع چه کاری را انجام دهد و یا چه وظیفه ای را از سوارکار بخواهد. هر سوارکار برای خود شخصیت جداگانه ای دارد، و وظیفه ی مربی این است که محیطی را فراهم سازد تا برای تمام سوارکاران با روحیات و شخصیت های متفاوت، مناسب باشد. به عبارت دیگر، شخصیت فردی سوارکار از راه های زیر، روی مربی تاثیر می گذارد:

الف) افراد مختلف، یک نوع خاص از اطلاعات را به طرق مختلف تفسیر می کنند (برداشت های متفاوت) 

ب) افراد مختلف، پاسخ های متفاوتی به یک فرمان می دهند (همیشه نباید انتظار داشت که پاسخ افراد نسبت به یک موضوع، مشابه باشد) 

پ) یک فرد در شرایط متفاوت، ممکن است پاسخ های متفاوتی به یک موضوع و یا حتی موضوع های متفاوت نشان دهد (بسته به شرایط، ممکن است پاسخ سوارکار، متفاوت و یا مشابه باشد) 

برای اینکه مربی شناخت خوبی از سوارکار داشته باشد، باید با وی ارتباط مناسبی برقرار کرده، به سخنانش گوش کند و در نهایت، به واکنش وی توجه داشته باشد .

3-1-2-1. انگیزه

همان گونه که واکنش سوارکاران متفاوت است، هر سوارکار دلایل خاص خودش را برای سوارکاری دارد(با انگیزه های متفاوت سوارکاری می کنند)؛ برای مثال، می توان به موارد زیر اشاره کرد :

1.با انگیزه ی تفریح، سوارکاری می کند. 

2.با انگیزه ی رقابت و برنده شدن، سوارکاری می کند .

3.برای کسب تجربه هیجان، سوارکاری می کند (می خواهد هیجان را تجربه کند) .

4.برای تشویق شدن یا جلب نظر خانواده و یا دوستان، سوارکاری می کند .

5.می خواهد نسبت به یک فن جدید، تبحر پیدا کند .

مربی باید انگیزه ی سوارکار را از سوارکاری درک کرده، به وی کمک کند تا به هدفش برسد. تنها راه همراهی با سوارکار و تشویق وی به ادامه ی کار، آگاهی از انگیزه برای ادامه ی سوارکاری است. به نظر می رسد، فشارهای بیرونی از جانب مربی و خانواده در طولانی مدت، برای تشویق سوارکار جهت ادامه ی کار موثر باشد. در واقع، این فشارها می توانند نتیجه ی معکوس نیز داشته باشند. خودکار بودن و تلاش مضاعف، از فرد، سوارکاری موفق می سازد و مربی نقش مهمی را در ترغیب سوارکار برای این کار ایفا می کند.

یکی از ابزارهای مربی برای ایجاد انگیزه در سوارکار، تشویق های وی است. تذکرهای او نیز باید جنبه ی مثبت داشته باشد، نه جنبه ی تنبیهی (مثلا نگوید«اگر این کار را می کردی، بهتر بود!»، یا «چرا این کار را کردی!»).

3-1-2-2. مهارت های فکری

چهار نوع از مهارت های فکری که مربی با استفاده از آن ها می تواند به سوارکار و خودش کمک کند، عبارتند از : تعیین هدف، ایجاد اعتماد به نفس، کنترل هیجانات درونی و ایجاد تمرکز.

مهارت های گفته شده، در واقع، اصول و پایه ی آمادگی روحی و روانی سوارکار است. همان گونه که دستیابی به مهارت های فیزیکی نیزا به تمرین دارد، برای دستیابی به مهارت های فکری نیز، سوارکار به تمرین و پشتکار نیاز دارد. البته میزان این تمرین در سوارکاران مختلف، متفاوت است. 

مهارت های فکری از دو طریق به سوارکار کمک می کنند، که عبارتند از :

1.ایجاد پلی بین عوامل بیرونی و درونی 

2.کمک به افزایش یادگیری 

مربی و سوارکار، همچنین باید فعل خواستن و برنده شده را برای خود تعریف کرده، تفکرات مثبت را برای از بین بردن ترس ایجاد کنند. 

3-1-2-3. تعیین هدف

مشخص کردن اهداف خاصی برای برنده شدن و موفق بودن، بسیار الزامی است. سوارکار باید اهداف مشخص و تعریف شده ای را برای خود تعیین کند. در این صورت، برای رسیدن به آنها تلاش خواهد کرد. سوارکاران دقیقا می دانند چه می خواهند و برای رسیدن به اهدافشان، چه باید انجام دهند. این اهداف می تواند در قالب اهدافی کوتاه مدت و یا بلند مدت تعریف شود. برای مثال، اهداف کوتاه مدت را می توان به صورت اهدافی تعریف کرد که روزانه، هفتگی و یا ماهانه بتوان به آنها دست یافت؛ در صورتی که اهداف بلند مدت در زمانی یک ساله و یا در طول دوران سواری، قابل دستیابی است. برای رسیدن به اهداف بلند مدت، باید اهدافی کوتاه مدت را به طور مشخص تعریف کرد. و مرحله به مرحله به آنها دست یافت .

3-1-2-3-1. ویژگی های اهداف خوب

ویژگی اهداف خوب عبارتند از :

1.به صورت اهداف بلند مدت، کوتاه مدت و فوری تقسیم می شوند .

2.سوارکار مرحله به مرحله (مانند خشت روی خشت گذاشتن)، آن ها را ببیند؛ ضمن اینکه اهدافش نیز ملموس باشند. 

3.برای سوارکار قابل پذیرش باشند .

4.ضمن اینکه تلاش پذیر بوده، واقعی نیز باشند (اهدافی نباشند که دستیابی به آنها مقدور نباشد) 

اما قابل پذیرش بودن هدف، برای سوارکار یعنی چه؟ این عبارت، به آن معناست که شما صرفا برای دستیابی به هدفی تلاش خواهید کرد که باور داشته باشید آن هدف، درست و صحیح است. به عبارت دیگر، سوارکار باید هدف را قبول داشته باشد تا برایش تلاش کند. این یعنی مربی نمی تواند برای سوارکار هدف تعیین کند، و این کار باید یک تصمیم مشترک باشد. 

زمانی که با اسب سر و کار دارید، برخی تجدید نظرها و یا واپس زدن ها، اجتناب ناپذیر است؛ یعنی برای رسیدن به هدف نهایی، گاهی باید اهداف را دوباره تعریف کرد. به عبارت دیگر، طرح ها و برنامه ها را نباید دائمی تلقی کرد و همیشه باید جای برخی تجدید نظرها را باز نگه داشت. این انعطاف پذیری، در واقع به شما کمک می کند تا از پیش آمدن برخی وقایع که از موقعیت جلوگیری می کنند، ممانعت کرده، راه رسیدن به اهداف را هموارتر کنند. 

سوارکار باید تشویق شود که اهدافی بزرگ و طولانی مدت را در کناراهداف کوتاه و قابل دستیابی، برای خود تعریف کند. بسیاری از افراد، شجاعت تعریف اهداف بلند مدت را ندارند؛ زیرا از اینکه به آنها نرسند، نگران می شوند و می ترسند. در واقع، اینجاست که تعیین اهداف کوتاه مدت و قابل دستیابی، به ایجاد اعتماد به نفس کمک می کند. به هر حال، به این نکته نیز باید توجه کرد که در تعریف اهداف نهایی، باید واقع گرا بود و به واقعیت ها توجه کرد .

3-1-2-4. ایجاد اعتماد به نفس

عواملی که در ایجاد و یا از بین بردن اعتماد به نفس نقش دارند، عبارتند از :

1.موفقیت یا شکست : این دو عامل، به میزان بسیار زیادی به تعیین اهداف بستگی دارند. به همین دلیل است که مربی و سوارکار باید در تعریف اهداف، واقع گرا باشند. در حقیقت، موفقیت، نتیجه ی موفقیت است؛ و به عبارتی، موفقیت، فرزند موفقیت شماست .

2.مشاهده ی موفقیت دیگران:یک سوارکار از عملکرد موفق افراد دیگر، روحیه می گیرد .

3.به شما بگویند و یا به خودتان بگویید که « تو می توانی به این هدف دست یابی » (یعنی فعل « می توانی» را برای خود صرف کند) : بخش مهمی از نقش مربی این است که به سوارکار بفهماند که او می تواند به اهدافش دست پیدا کند. این نکته که سوارکار به خودش بگوید « تو می توانی » نیز به موفقیتش کمک می کند و در واقع، خودباوری را در وی تقویت می کند .

4.احساس اینکه چگونه یک کار را انجام داده ای یا انجام بدهی: احساسات ناشی از انجام یک کار و یا کسب یک تجربه، بسیار مهم است؛ به عنوان مثال، اگر موفقیت همراه با کسب یک تجربه بوده باشد(عدم درک موفقیت یا چگونه موفق شدن)، برای سوارکار، شیرین نخواهد بود.

3-1-2-5. کنترل هیجان

آیا هیچ فکر کرده اید که مثلا یک سوارکار، مسابقه ی سه روزه را به خاطر هیجانی شدن و یا عصبی شدن در مرحله ی پرش نمایشی از دست داده باشد؟ یک سوارکار موفق، باید قادر باشد هیجانات خود را کنترل کند، تا روی عملکرد آن ها تاثیر منفی نداشته باشد. مربی نیز باید نسبت به مسائل کوچک و ریز، حساس باشد؛ به عنوان مثال، درک کند که آیا سوارکار مشکلات درونی و یا مالی دارد یا خیر؟ و نیز باید به آن ها کمک کند که روی مسابقه تمرکز کنند. یک مربی خوب با شناختی که از سوارکارش دارد و نیز اینکه همیشه نظاره گر رفتارش است، درک می کند که چه موقع در سواری او دخالت کند و چه وقت وی را به حال خودش واگذارد .

بسیاری از سوارکاران در زمان انجام مسابقه، استرس دارند. مربی باید در این طور مواقع، به نکات زیر توجه کند :

1.عدم انجام تغییرات، بلافاصله قبل از مسابقه

2.عدم تاکید بیش از حد به اهمیت مسابقه 

3.تنها گذاشتن سوارکار، زمانی که او (سوارکار) به آرامش نیاز دارد .

4.صحبت کردن با سوارکار، زمانی که به حمایت نیاز دارد. 

5.داشتن برنامه ریزی برای مسابقه، از قبل 

6.داشتن آلترنایتوها و یا جایگزین های مناسب برای مشکلات قابل پیش بینی 

3-1-2-6. تمرکز

تمرکز، عبارت است از جمع کردن تماس حواس روی یک موضوع، بدون در نظر گرفتن حواشی آن. سوارکار به جای بردن، باید به این فکر کند که برای برنده شدن، چه کار باید انجام داد. اینجاست که اهمیت تعیین اهداف، پر رنگ می شود؛ برای مثال، سوارکاری که در مسابقه ی پرش نمایشی کار می کند، به جای تمرکز روی تمام مسابقه، باید به این فکر کند که چگونه هر مانع را پشت سر بگذارد. این نکته همچنین موید این مطلب است که چرا نباید روی موفقیت بیش از حد تاکید داشت. به عبارت دیگر، نباید موفقیت را بیش از حد بزرگ کرد (به هر قیمتی). تمام عواملی که در قبل ذکر شد و روی عملکرد سواری موثر هستند، می توانند روی تمرکز سوارکار نیز تاثیر بگذارند و تمرکز وی را منحرف کنند.

عموما خطرناک ترین انحرافی که در تمرکز سوارکار پیش می آید و از درون وی سر می زند، چیزی نیست، مگر شک کردن و نگرانی از سر زدن اشتباه. اینجاست که مربی، نقش حمایت کننده را بازی کرده، به سوارکار گوش زد می کند که هر کسی ممکن است اشتباه کند(و تنها او نیست که ممکن است اشتباه کند). به هر حال، باید توجه کرد که سوارکار به جای اینکه روی یک مانع خاص فکر کند، روی مانع بعدی متمرکز شود. سکوت مجدد و برگشت به تمرکز، یکی از ویژگی های سوارکاران موفق است. 

3-1-2-7. اعتقاد به اصل « خواستن، توانستن است»

داشتن آمادگی، کار سخت و تلاش، برای موفقیت کافی نیست ؛ بلکه عوامل روحی، از جمله عوامل مهم در موفقیت هستند. سوارکار به جای فکر کردن به شکست های قبلی، باید به موفقیت های پیش رو فکر کند. داشتن تفکرات منفی، مهم ترین عوامل بازدارنده در یک سوارکار موفق است. واکنش باید به شکلی باشد که به سوارکار کمک کند تا به آنچه در ذهنش می گذرد، دستیابی پیدا کند (واکنش بدن باید در راستای تفکرات ذهنی فرد باشد). اگر سوارکار مدام در این فکرباشد که اسبش با مانع برخورد می کند، مسیر را اشتباه رفته، و یا فرمانی را اشتباه برداشت کرده است، با آن ها مواجه خواهد شد. در واقع، این ها فرمان های ناخواسته ای هستند که سوارکار از طریق بدنش، به اسبش منتقل می کند .

3-1-2-8. مثبت اندیشی

اگر تصورات ذهنی سوارکار، تصوراتی مثبت باشد، بازده کار وی در مواردی نیز چنین خواهد بود. به عبارت دیگر، اگر سوارکار بر روی رسیدن به هدفش تمرکز کند، این مهم اتفاق خواهد افتاد. سوارکاران موفق، گاهی زمانی را برای مرور برنامه ی مسابقه اختصاص می دهند و در این زمان، کل برنامه را مرور می کنند، تا از تفکرات منفی و یا مشکلاتی که ممکن است در زمان مسابقه بروز دهد، جلوگیری کنند. 

مرور ذهنی مسابقه (قبل از مسابقه واقعی)، به سوارکار این قابلیت را می دهد تا کلیه برنامه ی مسابقه را در ذهن خود مرور کرده و در زمان مسابقه، کلیه تصورات ذهنی خود را به واقعیت تبدیل کند .

البته، برای برخی از سوارکاران مشکل است که در ابتدا، تصورات ذهنی روشنی از آنچه می خواهند داشته باشند، به دست بیاورند، اما به هر حال، این مهارت (کسب تصورات ذهنی)، به سوارکار کمک می کند که پیشرفت هایی در مسیر یادگیری سواری به دست آورد. تصور موفقیت، آن را به همراه خواهد داشت، و تصور شک، تقریبا با شکست واقعی همراه خواهد بود .

سوارکاران باید به مثبت اندیشی تشویق شوند؛ به شکلی که در ظاهر نیز آن را ابراز کنند (گویش ها، حرکات بدن و رفتار، نشان دهنده ی موفقیت باشد)؛ برای مثال، اگر مشکلاتتان را با همه در میان بگذارید، صرفا آن ها را بزرگ تر و بدتر کرده اید. به جای بیان مشکلات و منفی اندیشی، باید آن ها را شناخت و برای رفع آن ها برنامه ریزی کرد و در نهایت، این برنامه را به کار بست. مطمئن باشید، فقط شما نیستید که با مشکل روبرو می شوید ؛ بلکه تمام سوارکاران با مشکلاتی مواجه می شوند. چیزی که مهم است، چگونگی روبرو شدن با آن مشکل است. به خاطر داشته باشید، سر زدن اشتباه، بیانگر انجام کاری با پیشینه ی منفی اندیشی است. سوارکار باید خود و اسبش را باور داشته باشد. این مثبت اندیشی و داشتن اعتماد به نفس، برای کسب پیروزی ضروری است. به محض اینکه سوارکار خودباوری اش را از دست داده، اجازه می دهد که مشکلات بر وی غلبه کنند، اعتماد به نفس و تمرکزش را از دست خواهد داد، و اینجاست که اشتباهات شروع به سرزدن می کنند. البته، گاهی ممکن است کسب اعتماد به نفس برای سوارکار سخت باشد ؛ چرا که تفکرات ذهنی او، موارد زیر را به وی گوش زد می کنند:

الف) اسب او به خوبی اسب دیگران نیست و یا تجربه ی اسب دیگران را ندارد .

ب) این مسابقه، مشکل ترین مسابقه ی عمر است .

ج) او، سوار کاری آماتور است که با سوارکاران حرفه ای مبارزه می کنند. 

اینجاست که مربی باید نقش مهمی را ایفا کند. او باید تفکرات منفی را از ذهن سوارکار پاک کند و رفتاری از خود بروز ندهد که نشان هد، به موفقیت سوارکار شک دارد .

برای موفقیت، باید برنامه ای شفاف داشت. احراز رتبه و یا موفق شدن، به اهداف سوارکار بستگی دارد. اعتقاد به اینکه باید کاری را انجام داد و اعتقاد به اینکه شما می توانید آن کار را انجام دهید، اساس هر موفقیت است. سوارکاران موفق با مثبت اندیشی و بیان واضح (مثبت ) آنچه می خواهند انجام دهند، به آن خواهند رسید. 

3-1-2-9. غلبه بر ترس

برای مربیانی که ترس را تجربه نکرده اند، کار کردن با سوارکارانی که ترسیده اند یا عصبی هستند، مشکل است. صرفا گفتن « ناراحت نباش »، برای مربی کافی نیست، و ترس سوارکار نیز با این بیان، از بین نمی رود.

اگر سوارکار می خواهد از سواری و از اسبش لذت ببرد، نباید اجازه بدهد که هیجان بر وی غلبه کند. اسب ها، موجوداتی بسیار حساس اند و بلافاصله به هیجان سوارکار پاسخ (عمدتا منفی) می دهند. اگر سوارکار بخواهد بر ترسش غلبه کند، ابتدا باید آن را بشناسد، و سپس فعل خواستن برای غلبه به آن را صرف کند .

آن ها باید با شجاعت و با اعتماد به نفس، طوری با ترس برخورد کنند، که گویا می خواهند بر آن غلبه کنند و آن را از بین ببرند. شما به عنوان مربی، باید در سوارکار، انگیزه ی کار بیشتر را ایجاد کنید. کار بیشتر، با غلبه بر ترس همراه است. از سوار کار خواهید طوری به موانع حمله کند، که انگار یک فوق ستاره ی بین المللی است و طوری برخورد کند که گویا اعتماد به نفس کامل دارد. با این روش، ترس نیز قابل کنترل خواهد شد.

3-1-2-10. نقش مربی

یک مربی یا تمرین دهنده ی خوب، سه ویژگی دارد:

1.در ارتباط برقرار کردن، مهارت دارد. 

2.ایجاد انگیزه می کند .

3.مدیریت خوبی دارد .

3-1-2-10-1. مهارت برقراری ارتباط

مربی و سوارکار باید قادر باشند با یکدیگر ارتباط موثر برقرار کنند. اولین درس برقراری ارتباط موثر، این است که مربی باید این تصور را داشته باشد، حرف هایی را که می زند و یا رفتاری را که از خود نشان می دهد (با حرکات بدنش)، ممکن است به اشکال مختلف توسط سوارکار تفسیر شوند؛ در حالی که تفسیر سوارکار ممکن است مغایر منظور مربی باشد، و یا اصلا ممکن است سوار کار منظور مربی را درک نکند، و یا دستورهای وی را نشنیده باشد.

ارتباط موثر باید:

1.ثابت و منطقی باشد: گویش باید با تن صدا، حرکات بدن و چهره ی مربی هم خوانی داشته باشد.

2.خلاصه باشد: مختصر و مفید باشد.

3.مرتبط باشد:برای بیان حالتی خاص و یا موضوعی کوچک، حاشیه پردازی نکند. برای یک مربی، سوارکار ایده آل کسی است که بدون وابستگی به مربی، کار خود را انجام دهد .

4.مثبت باشد: درخواست های اصلاحی مربی (اعتراض وی )، باید عملکرد سوارکار را نشانه رود، و نه خود وی را. اصلاحات درخواستی، به جای ایجاد روحیه منفی، باید کمک کننده باشد؛ به عنوان مثال، به جای اینکه بگوید« چرا این کار را کردی؟ »، بگوید: « اگر این کار را می کردی، بهتر بود» .

همچنین، مربی باید خود را در عملکرد سوارکار سهیم بداند؛ یعنی موفقیت یا شکست وی را، موفقیت و شکست خود نیز تلقی کند .

مربی باید یک شنونده ی خوب نیز باشد. تمرکز نداشتن، گوش نکردن به حرف های سوارکار، علاقه نشان ندادن به حرف های سوار کار و وسط حرف او دویدن، نشان دهنده ی عدم توانایی مربی در برقراری ارتباط موثر است.

3-1-2-10-2. ایجاد انگیزه

بخشی از نقش مربی این است که در سوارکار، در موارد زیر ایجاد انگیزه کند: 

1.تلاش بیشتر و کسب نتیجه ی بهتر 

2.انجام اهداف از پیش تعیین شده .

3.لذت بردن از سواری 

برای دستیابی و انجام موارد گفته شده، مربی می تواند از راه های زیر عمل کند:

1.سوارکار را بشناسد و وی را به عنوان یک شخصیت جداگانه درک کند (هر سوار کار، شخصیتی مجزا و متفاوت با سایر سوارکاران دارد) .

2.تکنیک ها و روش های جدید را معرفی کند، تا از این راه ایجاد انگیزه کرده، و انجام کار را در سوارکار تقویت کند (عدم انجام فرامین تکراری) 

3.برای ارتباط بین کار و تلاش و عملکرد سوارکار تاکید داشته باشد. تجربه ثابت کرده است، اگر سوارکار مسیر موفقیت خود را شناسایی کند، به آن دست خواه یافت .

4.اهدافی را برای سوارکار تعیین کند، که اعتماد به نفس و خودباوری را به وی منتقل کند .

5.تشویق هایش دائم و جهت دار باشد. 

6.برای تاکید بر چگونگی مبارزه در زمان های مختلف، از مدل های متفاوت استفاده کند (تنوع پذیر باشد و از انجام حرکات تکراری و ثابت جلوگیری کند) .

 

3-1-2-10-3. مدیریت و رهبری

مربی به صورت مستقیم و با تاثیراتی که روی سوارکار دارد، نقش یک مدیر را نیز بازی می کند. سوارکاران باید برای مربیان احترام قائل شوند. رعایت موارد زیر توسط مربی، سوارکار را به احترام بیشتر به مربی تشویق می کند :

1.خودتان باشید (خودبزرگ بین نباشید) :دوست بودن و احترام به عقاید شخصی افراد چیزی است که مربی را بزرگ و یا وی را خرد می کند .

2.در انجام کار، ثبات داشته باشید .

3.محیطی مناسب برای یادگیری فراهم کنید. 

4.به تلاش دیگران احترام بگذارید

5.انعطاف پذیر باشید.

3-1-3. اسب ها چگونه یاد می گیرند؟

زمانی که به اسب ها آموزش می دهیم، در واقع رفتار آن ها را تغییر می دهیم. برای انجام این کار، مربی دستورهایی را در قالب تحریک صادر می کند، و اسب نیز عکس العمل نشان می دهد، و این کار، گاهی به صورت مداوم تکرار می شود. اگر عکس العمل اسب صحیح باشد، واکنش مربی مثبت و همراه با تشویق یا جایزه خواهد بود .

جایزه، اسب را وادار به انجام مجدد عکس العمل صحیح خواهد کرد. اگر عکس العمل اسب صحیح نباشد، واکنش مربی منفی خواهد بود و در واقع، به اسب خواهد فهماند که عکس العملش صحیح نبوده است. برای انجام این کار، مربی باید قابلیت برقراری ارتباط درست با اسب را داشته باشد و در بکار گیری از وسایل کمکی، صدور فرامین و تکرار آنها ثبات داشته باشد. به عنوان مثال، اگر یک مربی اسبی را برای انجام یک عکس العمل صحیح تشویق، ولی بار دیگر تنبیه کند و یا اساسا تشویق نکند، اسب را گیج و دچارمشکل خواهد کرد. بنابراین، مربی باید نسبت به کلیه ی فرامین و انتظاراتی که از اسب دارد، آگاهی کامل داشته باشد. 

3-1-3-1. تشویق

یک آموزش ایده آل، آموزشی است که تشویق آن بیش از تنبیه باشد، اسب از راه های مختلف، تشویق می شود که در ادامه، به برخی از آن ها اشاره می شود :

1.تشویق به موقع توسط لمس کردن اسب (نوازش کردن سر و گردن) 

2.تشویق کلامی 

3.شل کردن دست جلو (اجازه دادن به قدم زدن در این حالت به مدتی کوتاه ) 

4.خوراکی دادن 

5.استراحت کردن 

3-1-3-2. تنبیه

تنبیه، معمولا در مقابل عکس العمل غلط اعمال می شود، و مربی از این طریق می خواهد خیلی صریح و شفاف، منظور خود را منتقل کند .

تنبیه را می توان از راه های زیر اعمال کرد :

1.عدم تشویق (ندادن جایزه ) : اگر اسب در مقابل انجام عکس العمل های مثبت به صورت مداوم تشویق شود. آن گاه عدم تشویق و یا گرفتن جایزه در مقابل عکس العمل، به وی خواهد فهماند که عملکرد مناسبی نداشته است .

2.درخواست تکرار فرمان : اگر اسب تمرین خاصی را به صورت صحیح انجام ندهد، او را وادار می کنید تا زمانی که آن را به صورت صحیح انجام نداده است، تکرار کند. در خصوص اسب های جوان و کم تجربه باید سعی شود که در مقابل هر پیشرفت کوچک، تشویق کوچکی نیز همراه شود .

3.استفاده از شلاق در زمان بروز نافرمانی ها و یا سرکشی ها : باید توجه داشته باشید که قبل از بکار گیری این تنبیه، مطمئن شوید که اسب مشکل خاصی ندارد و یا از درد رنج نمی برد، و نیز اینکه اسب، فرمان را درست متوجه شده باشد (گیج نشده باشد). تشویق و تنبیه باید بلافاصله پس از عکس العمل صورت گیرد؛ در غیر این صورت نمی توان بین انجام عمل و درخواست مجدد، هماهنگی ایجاد کرد (اینجاست که اسبتان گیج می شود ).